تا کی میخوام نوشتن رو به بعد موکول کنم؟
اینم شده مث بقیه کارام؛ یه استارت گنده لازم دارم،استارت برای مراقبه، استارت برای ورزش روزانه، استارت برای آشتی با زبان که اینهمه سال وقتم رو صرفش کردم ، استارت دوباره نقاشی، استارت برای یه خاله بازی مشت با پرنیا(دخترم که الان 4 سالشه و من هر روز یه بازی سیر با اونو به تعویق میندازم) و استارت برای خیلی چیزای دیگه
و من فکر میکنم سبب همه این وقفه ها شاید عزلت من بعد از رها کردن شغل و برنامه ریزی برای بچه دار شدن باشه
و چه آرزوهایی که برای پرنیا نداشتم و ندارم
و اینکه بزرگترین موهبت خدا به زنها نعمت داشتن و پروراندن بچه است،و... بگذریم
سعی میکنم از همین فردا استارت بزنم، حداقل برای تعدادی از کارای در اولویتم
گزارشش رو هم بعدا براتون مینویسم
پس تا اون وقت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر